پارت سی و چهارم :

ترنگ روی صندلی چوبی نشسته بود؛ صندلی‌ای که پارچه سفید نازک، مثل تکه‌ای ابر، روی پشتی‌اش کشیده بودند. پیراهن ساتن سفیدش با آن درخشش خاموش و نرم، روی تن لاغر و استخوانی‌اش افتاده بود. شال تور سفید، بی‌حال روی موهای مشکی و صافش خوابیده بود و چند تار مو، بی‌اجازه، از کنار گونه‌اش لغزیده بودند پایین.
چانه‌اش کمی خم شده بود و نگاهش به حلقه‌ی نقره‌ای با نگین کوچک و لرزان روی انگشتش قÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Aysan

    1

    حنا خانوم چقدر استعداد هنری داره🥲😂 ، اگه گفتی چی کمه این وسط؟ موسیقییی که مسیح زحمتشو میکشه🙂 ↔️😂

    ۵ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂😂 عالی

    ۴ ماه پیش
  • الناز

    0

    چرا حس میکنم این عروسی عروسیه ترنگهههه؟؟؟؟؟؟

    ۹ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    نه در این حد 😂

    ۹ ماه پیش
  • الناز

    0

    حنا با نقاشی حالش خوب میشه من با نوشتن

    ۹ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    به به به به

    ۹ ماه پیش
  • فخری

    0

    نسترن جون خدا قوت عزیزم عالی بود دست گلت درد نکنه قلمت مانا عزیزم 🙏🏻🌹❤

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    فدای شما ممنونم

    ۱۱ ماه پیش
  • مریم

    0

    حس میکنم به عروسی ترنگ و کامران میره، اما ناخودآگاه یاد مقدمه افتادم... عکاسی حنا و ویولن زنی مسیح و... ببینیم چی پیش میاد... خدا قوت نسترن جان💞💞

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    به نظرتون خلاصه خوب بود؟ نمیدونم چرا انقدر‌ روی خلاصه حساسم‌ و فکر می‌کنم خوب نیست...

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    به نظرتون خلاصه خوب بود؟ نمیدونم چرا انقدر‌ روی خلاصه حساسم‌ و فکر می‌کنم خوب نیست...

    ۱ سال پیش
  • زهرا z

    1

    همه چی عالی جای ایرادی نمیبینم بانو🙏🙏

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    جاااانممم 🤍

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    نمیدونم چرا این عروسی یا به مسیح یا هم به ترنگ ربط داره

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    به نظرت چه ربطی داره؟ چه مخاطب باهوشی دارم منننن 😇😇

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    مرسییی عزیزم..بنظرم مسیح باشه چون تو خلاصه گفتین در سفری به شمال با مسیح اشنا میشه دیدی چه زرنگم😍😉

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂 خب الان که شمال هست. ولی خلاصه اشتباهه باید تصحیح بشه چون یکم از رمان هم عوض شده

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    خب رشت همون شمال هست ولی بی صبرانه منتظرم ببینم چی میشه☺️

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    بلههههه ببینیم و دل بدیم

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    زیاد احتمال نمیدم ک به ترنگ ربط داشته باشه چون ترنگ با خواست خودش ازدواج نکرده ک حالا عکاسشم حنا باشه

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    منم یه حسایی دارم... حالا شاید امشب معلوم بشه! خدا میدونه فقط 🙄😂

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    ن دیگ خودتم میدونی ناسلامتی خودت بهم میرسونیشون😂😁

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂😂😂❤

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    برای ترنگم کاش بتونه با کامران کنار بیاد و دوسش داشته باشه چون کمی هم حق داره بالاخره جون برادرش وسطه

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    آره واقعا. لااقل دلمون از ترنگ قرص باشه که خوشبخت میشه:))

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    نسترن جون حنا و مسیحو کی با هم اشنا میکنی منتظریمااا

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    شود به صبر دوا خانم، صبر کن تا باهم شکوفه دادنشونو ببینیم

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    0

    حناازجنوب تاشمال چقدرطرفدارداری🙏♥️

    ۱ سال پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    خانم حنای با استعداد ماست دیگه

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️